<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>... خود فريبي</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/</link>
<description>love1fall</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 09 Feb 2007 13:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کاش عاشق نشده بودم ...</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;همیشه اونو می دیدم که گوشه کوچه چمباتمه زده.هیچکس نمی شناختش.چند سالی میشد که اونجا بود توی بارون خیس میشد.زمستون تنش رو کرخت میکرد.تابستون روحش رو می سوزوند عید که میشد یه اینه جلوش می گذاشت. تو صورت کسی نگاه نمیکرد.موهای بلند و زولیده ای داشت که تمام سرو شونه هاش رو می پوشاند ریشهای بلند و سفیدی داشت که تمام صورتش رو پوشش میداد.پالتوی سیاه و بلندی میپوشید و تو تابستون و زمستون هم یکنواخت همون رو می پوشید .با کسی حرف نمیزد ولی گاهی بازی بچه هارو تماشا میکرد و به دختر بچه هایی که از جلوش رد میشدن یه لبخند قشنگ و تلخی میزد وبعدش هم سرشو پایین می انداخت و شانه هایش تکون میخورد.چند ماه اول بچه ها ، زنها و دیگرون ازش میترسیدن ولی بعدها وقتی دیدن بی ازاره دوستش داشتن و بهش غذا و یه چیزایی میدادن ولی هیچ کس ندیده بود که از اونها استفاده کرده باشه غذاهاشو به دوتا گربه میداد که همیشه کنارش بودن.بعضی موقع ها داشت یه چیزی میخوند ولی اکثر وقتها مینوشت توی یک دفتر کوچک...هر که هم ازش سئوال می پرسید همانطور که سرش پایین بود فقط میخندید خنده ای که بعدش بغض گلویش رو میگرفت و باز شونه هاش میرقصیدن اما اینبار تند تر از همیشه...&lt;BR&gt;معمولا من از پشت پنجره اتاقم در طبقه دوم اونو میدیدم وقتی میخواستم شعر بنویسم به اونگاه میکردم و در اسراری که از او نمیدونستم غرق میشدم وقتی به خودم می اومدم میدیدم دوساعت لب پنجره نشسته ام و هیچی ننوشتم...&lt;BR&gt;یه روز بارونی دل زدم به دریا و رفتم پیشش تا نیم ساعت از موضوعات مختلف حرف زدم ولی او هیچ اعتنایی نمیکرد.فورا چندتا از شعرهامو خوندم زیر چشمی نگاش میکردم خیس بارون شده بودیم ولی میدیدم با خوندن شعرها یواش یواش سرش رو بالا میاره و خوب گوش میداد منهم از فرصت استفاده کردم و بیشتر خوندم &lt;BR&gt;یکی از شعر ها رو اینجوری شروع کردم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;تب بالای خیانت&lt;BR&gt;مرگ یک کودک در گهواره&lt;BR&gt;دور از هوس بازی مادر...&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه لحظه سرشو به طرف من برگردوند و با دستهای چروکیده اش قطرات بارون رو از جلوی چشماش پاک کرد وبه طور عجیبی نگاهم کرد طوری که از نگاهش و برق غمگین چشماش دلم لرزید&lt;BR&gt;ناگهان دیدم بلند بلند گریه کرد ویکباره پاشد ونعره ای از ته دلش زدو پا به فرار گذاشت هر چه دویدم بهش نرسیدم..گویا توی بارون تو ی اون تاریکی گم شده بود..برگشتم سر جای اول و بغچه و کیسه گونی اش اونجا بودن.خیس بارون..کنجکاوی کردم چند تا دفتر پاره پاره وچند تا عکس دختر بچه ای رو دیدم ویک کارت شناسایی رنگ پریده ...&lt;BR&gt;تمام اونهارو جمع کردم و اوردم توی خونه ولب پنجره نشستم تا اگه بر میگشت اونجا ببینمش&lt;BR&gt;بارون به سروصورتم سیلی میزد و من گیج و مبهوت مانده بودم &lt;BR&gt;کارت شناسایی هویت اونو فاش کرد &lt;BR&gt;اون یه استاد دانشگاه بوده که سیاست تدریس میکرده !&lt;BR&gt;دفتراش مملو از ایده های جالب وشعرهای ناب بود &lt;BR&gt;اخر دفترش نوشته بود :&lt;BR&gt;اه کجایی دخترم ؟ دوریت مرا کشت !&lt;BR&gt;از فراقت دربدر شدم ...کاش عاشق نشده بودم...کاش...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*******&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه&lt;BR&gt;كسي را دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر&lt;BR&gt;طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;***************&lt;BR&gt;اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه&lt;BR&gt;اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته&lt;BR&gt;باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه&lt;BR&gt;و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده...&lt;BR&gt;***************&lt;BR&gt;دوست واقعي كسيه كه دستهاي تو رو بگيره&lt;BR&gt;ولي قلب تو رو لمس كنه...&lt;BR&gt;***************&lt;BR&gt;دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ&lt;BR&gt;ميشه كه ميخواي او را از رويات بيرون بكشي و توي&lt;BR&gt;دنياي واقعي بغلش كني&lt;BR&gt;***************&lt;BR&gt;رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري&lt;BR&gt;چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك&lt;BR&gt;شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي&lt;BR&gt;***************&lt;BR&gt;آرزو مي‌كنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش&lt;BR&gt;باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه&lt;BR&gt;كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به&lt;BR&gt;اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني&lt;BR&gt;***************&lt;BR&gt;هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود &lt;BR&gt;بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.&lt;BR&gt;هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود&lt;BR&gt;هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برگ در انتهاي زوال مي‌افتد و ميوه در ابتداي کمال. بنگر چگونه مي‌افتي، چون برگي زرد يا چون سيبي سرخ......&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زندگي کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامي ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتي اگر نباشيم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يه روز دوستي از عشق پرسيد: فرق ما دو تا چيه؟ عشق گفت:تو با يه سلام شروع مي شي ولي من با يه نگاه عشق از دوستي پرسيد: حالا از نظر تو فرق ما دو تا چيه؟ دوستي گفت:من با يه دروغ تموم مي شم و تو با مرگ&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دچار يعني عاشق......... و فكر كن كه چه تنها است اگر كه ماهي كوچك دچار درياي بيكران باشد....... دچار بايد بود... وگرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف حرام خواهد شد........ و عشق صداي فاصله هاست......... فاصله هايي كه غرق ابهامند.... (سهراب سپهري)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Feb 2007 13:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقا جونم</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 524px; HEIGHT: 433px&quot; height=461 alt=محرم hspace=0 src=&quot;http://tinypic.com/2a0g4g0.jpg&quot; width=608 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در دلم غم با ز غوغا مي كند&lt;BR&gt;عقل با نا باوري اين بار هم طرح معما مي كند&lt;BR&gt;در سرم شوري دگر حالم دگرگون مي كند&lt;BR&gt;بر رخم اشكي دگر عزم زمين را مي كند&lt;BR&gt;باز هم عقل و دلم يكباره خلوت مي كند&lt;BR&gt;ياد ان چركين گناهان را برايم باز حاضر مي كند&lt;BR&gt;اين دلم هيهات از من مي كشد&lt;BR&gt;عقل هم ناچار جور اين خودي را مي كشد&lt;BR&gt;اين مشام خسته ام بوي محرم مي كشد&lt;BR&gt;اين دل وامانده ام را سوي جانان مي كشد&lt;BR&gt;باز روح و جان همه ياد محرم مي كند&lt;BR&gt;باز هم غرق در اين دريا حسينم مي كند&lt;BR&gt;باز هم پهناي ذهنم كربلايي مي شود&lt;BR&gt;باز هم ورد زبانم مثنوي هاي حسيني مي شود&lt;BR&gt;من شوم ديوانه و مست حسين&lt;BR&gt;تا كند در عالم باقي شفاعت يا حسين&lt;BR&gt;من كنم نور دو چشمم را فداي اين حسين &lt;BR&gt;تا شود در عالم باقي نور چشمانم حسين&lt;BR&gt;كوه هم از درد زينب بي قراري مي كند&lt;BR&gt;اسمان هم از خجالت چهره گلگون مي كند&lt;BR&gt;گويي يك سر اين همه عالم يكي &lt;BR&gt;اب را تا مي تواند هي ملامت مي كند&lt;BR&gt;من كه در دنيا ندارم مثل و مانندي برايت يا حسين&lt;BR&gt;ياور بي ياوران كوه كرامت يا حسين&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Jan 2007 11:00:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسباب کشی !</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام خدمت دوستای عزیزم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امیدوارم که حالتون مثل همیشه خوب باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خدمتتون عرض کنم که من فعلا تو این وبلاگ می خوام بنویسم (حالا حالاها بی خیال این بلاگفای ضایع نمی شم !!!)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ولی بلافاصله بعد از حل شدن مشکل کامنتینگ و مویبل تایپ اون وبلاگ میرم اونجا . مطمئنا شما می دونید که &lt;STRONG&gt;پرشین گیگ &lt;/STRONG&gt;خفن ترین سایت ارائه ی فضا ( فضا نه وبلاگ!!! )تو ایرانه. اگر هم بخوای ازش به عنوان وبلاگ استفاده کنی - لازمش تجربه و کار زیاده. (تجربه&amp;nbsp;در استفاده از&amp;nbsp;سایت به عنوان وبلاگ). منم تجربه دارم ولی در اون حد نیست که بخوام یه وبلاگ خفنو تو ۲ روز راه بندازم! پس اینجانب از همه دوستان با تجربه (از جمله سپهر جان) در خواست دارم در این زمینه کمکم بکن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;الان آدرس وب جدید من اینه :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;A href=&quot;http://Deltang.PersianGig.com&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;http://Deltang.PersianGig.com&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ممنون مي شم ازتون اگه بريد و قالب وب جديدمو ببينيد و با نظراتتون منو راهنماي كنيد.البته اون وبلاگ همينطور كه گفتم سيستم نظرخواهي اش هنوز فعال نيست. بس نظراتتون رو&amp;nbsp;تو همين وبلاگ بذاريد...&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راستي امتحاناتمونم تموم شد(البته با نمره هاي بد!)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خوب ديگه سرتون رو درد نميارم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فعلا خداحافظ&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Jan 2007 13:54:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جدایی ...</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;Image hosting by TinyPic&quot; src=&quot;http://tinypic.com/4hlwmz4.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;غم بزرگي : بنام جدايي ...* گل پژمرده : بنام دوست ...* فرياد بلندي : بنام آواره ...* درياي بي ساحل : بنام دل ...* نگاه خسته : بنام حسرت ...* راه پيچ و خم : بنام سرنوشت ...* برگه زردي است : بنام عشق ...* لحظه ها : به تو مي انديشم ...* وطنم : غريب ...* تاريخ تولد : يك روز حادثه ...* آخرين شغل : گدايي ...*جرم: عشق ...* حاصل زندگي : حسرت ...* غم : روز جدايي ...*بهترين آرزو : ديدار ...* شماره شناسنامه : دل سوخته ...* دفتر : روياي دل ...* نام : گمنام ...* شهرت : آرزو ...* نام پدر : سلطان غم ...* نام مادر : درياي غم ...* نام برادر : شاهد ...* نام خواهر : پريشان ...* نام دوست : محبت ...* پلاك : مرگ ...* خيابان : سرگردان ...* سن : چندين سال گريان ...* زندگي نامه : امير حسين ...*&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;كاش مي دانستم چيست ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تا ديروز هر كي حرف از عشق و عاشقي مي زد مسخره اش مي كردم . مي گفتم تو ديگه كه هستي ؟ حال داري ها ... بيخود ذهنتو مشغول اين چرت و پرت ها كردي ... نمونه اش همين اواخر بهار امسال يكي از دوستام به نام وحيد (كه الان رابطه ي چنداني باهاش ندارم) حرف از عشق به ميان آورد. گفت كه (به من و دو تا از دوستاي ديگم) تا حالا عاشق شديد؟ سه تامون هم زديم زير خنده ... گفتيم بابا بي خيال تو كجا اين حرفها كجا؟؟؟ گفت مسخره ام نكنيد دارم جدي حرف مي زنم... ما هم اي بخند ... اون بيچاره هم كه وضعيتو ديد به اين نتيجه رسيد كه ديگه حرف نزنه.!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خدايا ... دنيا چقدر كوچيكه ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;حالا خود ما شديم اسير عشق يه نفر ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در همه عالم گشتم و عاشق نشدم ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راستی باید خدمت دوستای عزیزم بگم که یه دو سه هفته ای درگیر امتحانام و شاید خیلی کم بتونم آنلاین بشم ... خلاصه شما به بزرگی تان ببخشید.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Dec 2006 09:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>يه روز تلخ ...</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 432px; HEIGHT: 332px&quot; height=342 src=&quot;http://www.rivasblog.com/uploads/m/manitor/2312.jpg&quot; width=271&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;ساعت 7.۳۰ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;pm&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; ، با بچه ها بيليارد دانشجو&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- يه نخ وينيستون لايت ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- مرسي عزيز اهلش نيستم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- تا كي مي خواي بهش فكر كني امير حسين؟ خوب نمي خوادت. تو كه پايه ي ساب خنده بودي ولي حالا ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- چرا هيچ كدوم شما نمي فهمين؟ بابا من دوستش دارم ... دوستش دارم. چه طور اينو به شما بفهمونم؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- انقدر بهش فكر كن تا بيفتي بميري . مارو باش چي فكر مي كرديم چي شد...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- تو رو خدا بي خيالم شو. بذار به درد خودم بميرم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- به درك.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;خود كشي؟ همين الان از ذهنم گذشت... &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اميرحسين، يه روز مياد...(خود فريبي)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ساعت 2.40 نصفه شب&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;باز امشبم بي خوابم&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چشام همش به ساعته كه 7:05 بشه تا چند لحظه ببينمش شايد كه كمي آروم بشم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چقدر بايد بشكنم تا قبولم كني؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Dec 2006 14:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق ...</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://i12.tinypic.com/34r8847.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is wide ocean that joins two shores&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;life whithout love is none sense and goodness without love is impossible&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is something silent , but it can be louder than onything when it talks&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is when you find yourself spending every wish on him&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is flower that is made to bloom by two gardeners&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is like a flower which blossoms whit trust&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق يعني ترس از دست دادن تو&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is afraid of losing you&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;no matter what the question is love is the answer&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is the one thing that still stands when all else has fallen&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;at all times&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 08 Dec 2006 07:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خود فريبي...</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;به دل مي گم يه روز مياد اينم يه خود فريبيه...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;واسه پنهون كردن گريه هام روي قلبو روحم خط كشيدم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;گم شدم تو شب چشماش بلكه عاشقم بدونه واسه سر سپردگي هاش ديگه لايقم بدونه&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اما امروز يه غريبه است كه فقط به من مي خنده . دلو ديوونه ميدونه . درو ديوونه مي بنده&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چي شده اون همه احساس اينو هرگز نمي دومنم ديگه بسمه شكستن &lt;B&gt;نمي خوام عاشق بمونم&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;همه گفتن بي وفايي ، ولي اعتنا نكردم&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;آخه دل من دل ساده ي من ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;تا كي ميخواي خيره بموني به عكس روي ديوار؟؟؟&lt;/P&gt;&lt;B&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;..نمي دونم.. &lt;/B&gt;وا‍‍ژه اي كه مدام از ذهنم داره مي گذره...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ولي من با همه اينا بازم دوسش دارم ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;گوشي داره زنگ مي زنه ، ورش ميدارم ، مي كوبم به ديوار.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;يه چاقو پيش اجاق گازه. ورش مي دارم. داغش ميكنم. و با تمام وجودم يه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=2&gt;M&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; روي دستم حك مي كنم ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مگه كسي هم هست كه با همه اينها مثل من ديوونه ي تو باشه؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاشقتم هنوزم . بدون اشتباه نكردم&lt;B&gt;.........&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Dec 2006 17:21:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براي عزيزترينم ...</title>
<link>http://love1fall.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;امشب را به خاطر مي سپارم چون تو باز در خاطرم امدي&lt;BR&gt;و خاطرت انقدر ارامم مي كند كه ديگر هيچ از خدا نمي خواهم جز بودن تو&lt;BR&gt;تو ارامش وجودم بودي&lt;BR&gt;اه اي عشق&lt;BR&gt;دلم برايت مي تپد&lt;BR&gt;دلم برايت تنگ مي شود&lt;BR&gt;چشمانم تو را جستجو مي كند&lt;BR&gt;و لبهايم گرمي لبهاي تو را مي خواهد&lt;BR&gt;اه اي عشق&lt;BR&gt;دوستت دارم&lt;BR&gt;و تو هيچگاه نخواهي فهميد&lt;BR&gt;و هميشه در ميان انبوهي برف خودت را پنهان مي كني&lt;BR&gt;مبادا ادم برفي شوي!&lt;BR&gt;اه اي عشق&lt;BR&gt;تنها براي تو مينويسم&lt;BR&gt;تنها از تو عشق مي خواهم&lt;BR&gt;برگرد&lt;BR&gt;دوريت ازرده ام كرده&lt;BR&gt;انچنان كه هيچ نمي خواهم جز با تو بودن&lt;BR&gt;كاش مي دانستي انروز ها عاشقت بودم&lt;BR&gt;كاش بداني هيچ كس برايم جاي خالي تو را پر نخواهد كرد&lt;BR&gt;كاش بداني دلم شكست&lt;BR&gt;.....................&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تحمل اينهمه تنهايي برايم سخت است&lt;BR&gt;چرا&amp;nbsp; درك نكردي؟&lt;BR&gt;چرا رفتي؟&lt;BR&gt;برگرد&lt;BR&gt;اگر برگردي تمام گل هاي&amp;nbsp; حيات را برايت مي چينم&lt;BR&gt;و برايت گردنبندي نقره اي ميسازم&lt;BR&gt;تا عشقم را درك كني&lt;BR&gt;تا بداني من بدون تو در تنهايي ميميرم&lt;BR&gt;و نيست ميشوم&lt;BR&gt;اه عشق من&lt;BR&gt;دوستت دارم &lt;BR&gt;دوستت دارم&lt;BR&gt;هر شب دعا&amp;nbsp;کردم برگردي&lt;BR&gt;از نامردان مي ترسم&lt;BR&gt;تو را مي خواهم تا در اغوشت پنهان شوم&lt;BR&gt;و همان جا بميرم...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Dec 2006 16:29:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=love1fall&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>love1fall</dc:creator>
<guid>http://love1fall.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
