به دل مي گم يه روز مياد اينم يه خود فريبيه...
واسه پنهون كردن گريه هام روي قلبو روحم خط كشيدم...
گم شدم تو شب چشماش بلكه عاشقم بدونه واسه سر سپردگي هاش ديگه لايقم بدونه
اما امروز يه غريبه است كه فقط به من مي خنده . دلو ديوونه ميدونه . درو ديوونه مي بنده
چي شده اون همه احساس اينو هرگز نمي دومنم ديگه بسمه شكستن نمي خوام عاشق بمونم
همه گفتن بي وفايي ، ولي اعتنا نكردم
آخه دل من دل ساده ي من ...
تا كي ميخواي خيره بموني به عكس روي ديوار؟؟؟
..نمي دونم.. واژه اي كه مدام از ذهنم داره مي گذره...
ولي من با همه اينا بازم دوسش دارم ...
گوشي داره زنگ مي زنه ، ورش ميدارم ، مي كوبم به ديوار.
يه چاقو پيش اجاق گازه. ورش مي دارم. داغش ميكنم. و با تمام وجودم يه
M روي دستم حك مي كنم ...مگه كسي هم هست كه با همه اينها مثل من ديوونه ي تو باشه؟
عاشقتم هنوزم . بدون اشتباه نكردم.........
|+|
نوشته شده توسط Amir Hossein در 7 Dec 2006 و ساعت 8:52 PM
